با سلام بعد از مدتها اومدم.
البته اومدم یه چی بگم و برم و اونم اینه که از این به بعد میتونید مارو تو سایت جدید ببینید.
این تو محله ما بود گنده لات میشداااااا....نه غلام
بابا چه خفنه!!آدم میگرخه

ادامه ی عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
چـرا؟ به شما خواهيم گفت چرا. احتـرام اكتـسابي است؛هرگز به كسي اهدا نميشــود. امروزه با هجوم مردم بـراي انجام دادن سراسيمه وار كارها، انـدك افـرادي داراي اراده،بـردبـاري يا پشتكار مورد نياز براي مورد احترام واقع شـدن حقيقي مي باشنـد. همانند نوشيدن يك قهوه اسپرسوي خوب، ايـجـاد احـتـرام نـيازمند زمان و درنظر گرفتن جزئيات ظريف است تا بتوان به بهترين نتيجه دست يافت.
احترام همچنين رابطه مستقيم با شـهرت و اعتـبـار شـما دارد. از خود جلوه اي متشخص بسازيد، احترام بـه عنـوان نتيجه ظاهر خواهد شد.
روشهايي براي سرعت بخشيدن به اين فرايند وجود دارد -- حـداقـل براي كوتاه مدت - از طريق برخي راههاي ميان بر. براي مثال خود را در موقعيتي قرار دهيد كـه بـتوانيد قدرت خود را بكار ببريد ( قدرت حقيقي، نه در راس قدرت دربان باشگاه )، آنگاه مقـدار معيني از احـتـرام به شما اعطا خواهد شد، نه بدليل اينكه استحقاقش را داشته ايد، بـلـكه بـه اين خاطر كه موقعيت جديد شما اينطور ايجاب مي كند.
بروي كسي آب دهان نيندازيد
من با يك مامور عاليرتبـه پليس آن قـدر دوستي عميـقي داشتـم كـه مي توانستم روي صورتـش آب دهـان بـيـنـدازم و از او بـخـواهم بدليل اينكه سد راه آب دهانم شده، از من عـذر خواهي كند، اما بخاطر "مقام" او از انجام چنين كار گستاخانه اي خـودداري كـردم. مـن بـراي مـقـام ريـاست احتـرام قــائل هستم، بنابراين بدليل "مقام" او، به رئيس خود احترام ميگذارم نه بخاطر آنچه كه او انجام داده و مستحق احترام من شده است.
بـنابراين بياييد واقيت گرا باشيم؛ اكثريت ما استطاعت تهيه بنز را نداريم، و درصد بسيار كمتري مي تـوانيم موقيعتي قدرتمند را براي خود خـريداري نماييم. با اين شرايط چگونه ميتوانيم مقداري احترام را بسرعت كسب نماييم؟
در اين قسمت هفت نكته وجود دارد كه احتــرام شـما را تضمين نمي كند اما شما را در جهتي صحيح هدايت خواهد كرد. آنچكه بايد بخاطر داشته بـاشيد آن است كه اين نكات نبايد فقط يكبار انجام شده و سپس فراموش گردند، بلكه بايد به عنوان بخشي از سبك زندگي و تصوير جديدي كه در نظر داريد دربيايند.
1- لباس مناسب بپوشيد
صرفه نظر از اينكه در گذشته چه كار كرده ايد، چقدر پول در حـساب بانكي خود داريد، تا چه اندازه مشهور هستيد يا چقدر چاق شده ايـد، يـك شـخص با لباسي شايسته بهتر از يك كهنه پوش مورد توجه قرار ميگيرد.
درمورد هر نوع لباسي صحبت نميكنيم، منظور يك لباس اندازه است كه توسط خياطي ماهـر و چيـره دسـت دوختـه شده است. اكنون زمان ارزان بودن نيست. يك دست كت و شلوار 50 هزار توماني بخريد، آنگاه 50 هزار تومان بنظر خواهيد رسيـد. كــت و شلواري 300 هـزار تـوماني بـخريــد، 300 ميـليون بنظر خواهيــد رسيد. در مــورد كـفـش هـا هـم خسيس نبوده و يك جفت از بهترين آنرا براي خود تـهيـه كنـيـد. هر چـيـز ساخـت ايـتـاليا اتوماتيك وار بهتر از بقيه مي باشد -- پايان داستان.
دهان خود را بسته نگاه داشته و به حقيقت متوسل شويد...
2- ساكت بمانيد
ميدانم كه همه شما تصور ميـكنيد كـه نـابغه ايد، اما واقيت آن است كه نيستيد. در غير اينصورت نيز به هيچ نصيحتي نداشتـيد و جهان بازيچه اي در كف دستان شما مي بود. بنابراين، چون هنوز چيزهاي زيادي براي آمـوختــن وجـود دارد، بـهتـر اسـت كـه دهـان را بسته نگاه داشته و گوش كرد.
خردمند و مرموز بوده و فقط چــيــزي را كــه لازم اســت بــگوييد. در واقع هيچ چيزي را تا زماني كه مجبور نشده ايد، بيان نكنيد. اشتباهات معمولا توسـط افرادي صورت ميگيرند كه بدون دليلي مناسب زبان به صحبت مي گشايند. هرقدر يك فــرد اطـلاعات كمتري از شما داشته باشد، احتمال ماندن وي در فاصله اي محترامانه بيشتر خواهد شد.
وقتي من كسـي را بـراي اوليـن بـار ملاقات مي كنم، مؤدبانه با او سلام و احوال پرسي نموده و تا دو دقيقه بعد از آن چيزي نمي گويم. در ايـن فـاصــلـه آن فـرد ســاده لوح همه اسرار خود را برايم تعريف كرده است؛ كجا زندگي مي كند، روابطش با همسرش چگونه است، شماره كارت اعتباريش چيست و چه تـعداد قرص بـراي رفـع مـشكلات جنسيش مصرف ميكند. اگر شما هم در مكالمات خود اينچنين باشيد، آيا كسي حاظر خواهد بود بعد از آن دو دقيقه باز هم برايتان احترام قائل باشد؟
3- دروغ نگوييد
اگر مجبور به سخن گفتن شديد، به آنچه كه واقعا مي دانيد اكتفا كنيد. دروغ گفتن براي تحت تاثير قراردان و يا جلب احترام ديگران نتيجه معكوس در بر خواهد داشت.
هيچ راهي سريعتر از دروغگويي براي از دست دادن احترام وجود ندارد، بخصوص زماني كه آن دروغگويي با حماقت همراه باشد. اگر چيزي را نميدانيد، بسادگي بگوييد، " مــن در اين مورد نظري نميتوانم بدهم." يك انسان حقيقي كاستي ها و ضـعف هاي خـود را مي پذيرد. اگر طرف ديگر مودب باشد، از شما آنچه كه در تـوانـاييتان است را درخواست نموده، و شما فرصتي پيــدا خواهيــد كــرد كــه در مـورد چيزي صحبت نماييد كه همانند انيشتين جلوه تان دهد.
مدير بخش مهندسي گوگل Urs Hoelzle اطلاعاتي را درباره ي نحوه ي راه اندازي و مديريت ديتا سنترهاي گوگل ارائه كرد٬ و اين امر باعث شد بسياري از مردم متوجه شوند كه نحوه ي مديريت گوگل در اين بخش حتي جالب تر از الگوريتم هاي جستجوي اين كمپاني ميباشد.
بقیه تو ادامه مطلب
ادامه مطلب...
سلام به شما عزیز
میخواستم بگم اگه دوست داری یه جوون رو از استمناع کردن ترک بدی
بيا وبلاگ www.byjagh.blogfa.com
اگه برات مهمه حتما اين همكاري رو قبول كن من كه قبول كردم
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت موبايلش رو جواب نميده .
هرچی اس ام اس هم براش ميزنم باز جواب نمیده .
آنلاین هم نشده چند روزه . نگرانشم . چند تا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس
مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان. می خوان ازت خواستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
شنل: حنا کجا ميری
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !!!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره ............ ......... ......... ......... ....
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تیک آف ميده و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه . با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون . زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی چند ساله زده تو کاره کيف قاپی . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد . بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه . شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و .... خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم
اخه این چه زندگی ای
ايشالا اينبار نظر بدي
امتحان: اصل حالگيری. همان رنجی که با محنت همريشه است. در نوع شفاهیاش مغزت درست کار نمیکند و در نوع کتبيش مغزت حتی غلط هم کار نمیکند.
تست: چهارجوابی خارجکی. بسته به شرايط از سطح هلو برو تو گلو تا احتمال انتخاب سوراخ فاز و نول پريز تغيير میکند.
مراقب: يک متقلب سابقهدار که به انواع و اقسام روشهای تقلب آشناست و حالا از پوزيشن پشت به زين به زين به پشت تغيير موضع داده است.
تقلب: فرار از زندان آلکاتراز. کاتاليزور قبولی. راهکارهايی که دايره وسيعی از وسايل تکنولوژی مثل گوشیهای بلوتوث زير مقنعه تا نوشتن روی ساق پا را در بر میگيرد.
کنکور: روز حساب. يومالقيامت. يومالحسرت. محشر کبرا. هر آن چه که شما نخواستهايد.
مداد: تنها قلم مجاز کنکور. تنها افزاری که نرمش بهتر است.
تعيين رشته: چوب دو سر طلا. انتخابی که میتواند مسير زندگی شما را از مطب پزشکی تا سربازخانه تغيير دهد.
تکصندلی: مبلمان اختصاصی امتحان. ناراحتترين نشيمنگاه که به مشابهش در اتوبوس طعنه میزند.
شماره داوطلبی: از اين نظر که هر داوطلب تنها با شمارهاش شناسايی میشود، هيچ تفاوتی با شماره يک زندانی ندارد.
تافل (عربی: تا فعل): امتحان باکلاس. اثبات ادعای آشنايی به زبان اجنبی که از حالت بالقوه به بالفعل تبديل میشود.
کارنامه: کاغذی که اغلب به جز اطلاعرسانی هيچ ارزش قانونی ديگری ندارد. انواع جعلی و دستکاری شدهاش ارزشمندتر از پاسپورت جعلی محسوب میشود.
این پست برای نظر شما به این وبلاگ گذاشته شده
اگه میخوای این وبلاگ بهتر بشه نظر بده تا وقتی میای تو وبلاگ حال کنی
اگر شما ذاتا انسان با کلاسی هستید که هیچ !در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ,ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید. فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما آن را باند پیچی کرده اید , هر گاه علت
آن را از شما جویا شدند شدند باید جواب دهید:موقع تکان دادن پیانوی بابام,پام مونده زیرش!
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری , زیر آفتاب سوخته باید بگوید: از اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم!
اگر به خا طره تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگوید: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردم!
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبید علت آن را چنین بیان کنید: دیشب با قهوه جوش اینجوری شد!
اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته باید بگویید: به سیم گیتار گیر کرده!
اگر بر اثر زد وخورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد: چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد!
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی ,مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید : خواهرم از هلند ,شکلات زیادی آورده!
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید: الکی می گن زانتیا ایربگ داره!
اگر موهای و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید : بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!
یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی و خانم گوهر الشریعه دستغیب داشتند برای افتتاح یک تونل جدید مترو می رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به عنوان نماینده هنرمندان با آنها بود. در همین موقع قطار وارد تونل شد و همه جا تاریک شد.
اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس هیچ حرفی نزد.
گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد می خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم با سیلی زد توی صورتش.
هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد: این احمدی نژاد می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش.
احمدی نژاد داشت با خودش فکر می کرد: این حاج آقا کروبی هدیه تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من.
آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم، دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش احمدی نژاد
___####_________________________________
___####_________________________________
___####_________________________________
___####_________________________________
___####_________________________________
___####_________________________________
___####_________________________________
___####______###______###_______________
_########__#####___#####________________
___________#######__######______________
__________################______________
__________################______________
___________###############______________
____________#############_______________
_____________###########_____###___###__
______________#########______###___###__
_______________#######_______###___###__
________________#####________###___###__
_________________###_________###___###__
__________________#___________#######___
_______________________________#####____
1- تو براي من مثل خواهر ميموني! (يعني:خيلي زشتي!)
2- فاصله سنيمون کمي زياده. (يعني:خيلي زشتي!)
3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعني:خيلي زشتي!)
4- من الان توي موقعيت بدي از زندگيم هستم. (يعني:خيلي زشتي!)
5- دوست دختر دارم. (يعني:خيلي زشتي!)
6- من با خانمهاي همکارم بيرون نميرم. (يعني:خيلي زشتي!)
7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعني:خيلي زشتي!)
8- من الان توجهم به کارمه! (يعني:خيلي زشتي!)
9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعني:خيلي زشتي!)
10- بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم (يعني: بطور وحشتناکي زشتي!!!!)
اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!
اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود!
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن میگن زنگ زده به دوست پسرش
منبع:پی سی بکس
مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه
منبع:holeleh.blogfa.com
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک میگم
به خاطر فرا رسيدن حلول ماه مبارك رمضان از اين به بعد به جاي بخش" +۱۸+۱۸+۱۸+۱۸خفن "بخش
"مسابقات كشتي كج" خواهد بود .
************************* نظر دريغ نشود *********************
باتشكر فراوان
بازرگان ايراني مقيم لندن موفق به خريد بخش مهمي از سهام يكي از گرانترين باشگاههاي فوتبال جهان شده است.

به گزارش یوفا: "اردوان فرهاد مشيري" بازرگان ۵۲ساله ايراني مقيم بريتانيا به همراه "علي شير عثمانوف" شريك ميلياردر روس خود در شركت "رداند وايت"، با پرداخت ۷۵ميليون پوند ( ۱۵۲ميليون دلار) موفق به خريد ۱۴/۶درصد از سهام شركت "اي.اف.سي.پي.زد" مالك و مدير باشگاه فوتبال آرسنال در شمال لندن شدند.
سهام خريداري شده توسط مشيري و عثمانوف قبلا متعلق به "ديويد دين" معاون مدير عامل سابق آرسنال بوده است.
در اين معامله قرار است در ازاي فروش سهام، دين به مديريت شركت رد اند وايت منصوب شود.
عثمانوف كه ازبك تبار است، از حاميان و دوستان "ولاديمير پوتين" رييس جمهوري روسيه بوده و سهامدار اصلي كمپاني روسي معدن و فلزات
"متالواينوست" و شركت "گازپروم اينوست هولدينگ" به عنوان بخش سرمايه گذاري شركت نفتي گازپروم است.
نشريه آمريكايي "فوربس" اخيرا با تخمين ۵/۶ميليارد دلار دارايي عثمانوف از وي به عنوان هجدهمين ثروتنمد كنوني روسيه نام برده است.
مشيري نيز يك حسابدار قسم خورده است كه در زمينههاي مختلفي از قبيل امور اعتباري، معادن و املاك فعال است.
اين بازرگان ايراني در حال حاضر در بيش از ۲۰شركت بزرگ داخلي و خارجي مدير، عضو هيات مديره يا سهامدار عمده است.
به نوشته وبلاگ گروهي هواداران آرسنال، مشيري از سالها قبل در شمال لندن ساكن است و طرفدار آرسنال تيم محلي خود ميباشد.
برخي رسانهها اعلام كردهاند كه عثمانوف با استفاده از تابعيت بريتانيايي شريك خود مشيري و نفوذ او در اين كشور قصد دارد تا حوزه فعاليتهاي خود را به اروپاي غربي گسترش دهد.
با اين همه، برخلاف مورد "كيا جورابچيان" ديگر ثروتمند ايراني تبار مقيم بريتانيا و همكاري پنهان وي با ثروتمندان روس، مشيري در سرمايهگذاري در آرسنال خود سهامدار اصلي و آشكار است.
پيش از اين شايع شده بود كه "آرسن ونگر" سرمربي فرانسوي آرسنال به دليل دوستي ديرينه با معاون سابق مدير عامل اين باشگاه، اعلام كرده كه در صورت واگذار شدن سهام دين به ديگران، از ادامه كار با آرسنال صرف نظر خواهد كرد.
با اين همه ونگر با تمديد قرارداد خود و ضمن تكذيب اين شايعه اعلام كرد كه جنگ ثروتمندان و دست به دست شدن سهام آرسنال، تغييري در موقعيت وي در اين تيم ايجاد نخواهد كرد.
مشيري و عثمانوف اميدوارند تا به زودي بتوانند مذاكره براي خريد تعداد بيشتري از سهام آرسنال را آغاز كرده و سهم خود از اين باشگاه را به ۲۵ درصد برسانند.
هدف اصلي و نهايي عثمانوف و مشيري خريد بيش از ۳۰درصد از سهام آرسنال و در دست گرفتن مديريت باشگاه به عنوان سهامدار عمده است.
با اين همه "كيت الدمن" مدير عامل و سخنگوي دارندگان سهام عمده آرسنال اعلام كرده "دني فيتزمن" و "نينا بريسول اسميت" كه مجموعا مالك حدود ۴۰ درصد از سهام اين تيم هستند فعلا حاضر به فروش سهام خود نيستند و تا هفت ماه ديگر نيز در اينباره تصميمگيري نخواهند كرد.
شركاي ايراني و روس براي خريدن سهام آرسنال رقابت سختي با "استن كرونك" ميلياردر آمريكايي داشتند. كرونك اكنون مالك ۱۲/۱۹درصد از سهام آرسنال است.
از زمان فروپاشي كشورهاي كمونيستي اروپاي شرقي و ظهور طبقه جديد ثروتمندان جوان و ناشناخته در اين كشورها، موجي از علاقه سرمايهگذاري توسط شماري از ميلياردرهاي اين منطقه در باشگاههاي ورزشي بريتانيا ايجاد شده است.
مهمترين مورد از اين دست، "رومن آبراموويچ" مالك روس باشگاه چلسي است و سواي آن ميتوان به "الكساندر گايداماك" ميلياردر روس تبار صاحب باشگاه پورتس موث و "ولاديمير رومانوف" مالك باشگاه اسكاتلندي هارتز اشاره كرد.
در فهرست سالانه ۲۰۰۶-۲۰۰۵ردهبندي باشگاههاي فوتبال جهان از نظر درآمد سالانه، آرسنال با بهاي تقريبي ۱۹۲/۴ميليون پوند در رده نهم جهان قرار دارد.
نظرم که یادتون رفته
قابل توجه دوستداران مسابقات
کشتی کج
عزیزانی که مایلند بخشی با نام مسابقات کشتی کج راه اندازی شود در این قسمت نظر دهند
برای راه اندازی شدن این بخش باید تعداد نظرات بالای ۳۰باشد
در این میان بعضی شرکت های نه چندان مشهور هم به این بازار داغ ظرفیت های گیگا بایتی اضافه شدند. مانند Walla که البته به نظر من کارش با ظرفیت 3 گیگا بایتی چندان بد هم نبوده است.
اما قصد من از این مقدمه ، معرفی سرویس مبل تقریبا جدیدیه که در گام اولش به سراغ ظرفیتی رفته که شاید بقیه رقیبان با شنیدن مقدارش عرصه رو خالی کنند: 30 گیگا بایت. (به سواد خودتون و من شک نکنین، بله درست خوندین. این نه 3 مگابایته و نه 3 گیگابایته: 30 گیگا بایت)
شاید خیلی از شما بگید : آخه 30 گیگابایت به چه کارمون میاد؟ ما تو همین 1 گیگ یاهو موندیم ! . اما تصور کنید میلی دارید که انقدر حجمش زیاده که تا آخر عمرتون ( اگه از حد متعارف زیادتر نشه ! ) لازم نیست هیچ میلی رو پاک کنید . اونوقت چقدر جالب میشه که مثلا 10 سال دیگه وقتی میلتون رو باز میکنید ، می تونید دوباره نامه هایی رو که ده سال پیش دوستتون واستون فرستاده رو بخونید.
به هر حال اگه می خواهید که یه میل 30 گیگا بایتی داشته باشید ، باید توسط یکی از اعضا مثلا من دعوت بشید ( که منم به دلیل محدود بودن دعوت نامه هام {7 عدد} عمرا کسی رو دعوت کنم ! ) اما ناامید هم نشید. این سرویس که الان داره مراحل آزمایشی خودشو پشت سر میذاره ، تا روز 28 فوریه ( معادل با 9 اسفند 1384 شمسی) ثبت نام را برای عموم آزاد اعلام کرده.
پس بشتابید تا مهلت باقیست. همین امروز ثبت نام کنید.
برخی از امکانات 30Gigs :
* ظرفیت 30 گیگابایت (30 GigaByte Mailbox)
* امکان فیلتر کردن ایمیل ها (Mail Filtering)
* دفتر آدرس (Address Book)
* امکان جستجوی سریع و آسان نامه ها (Easy Search)
* ظاهر راحت و ساده (Convenient Interface)
* کاملا رایگان (100% FREE)
هر چند به نظر من مهمترین ویژگی اون بعد از ظرفیت بالاش ، سرعت خیلی خوبشه که در این زمینه میتونه جزء سریعترین ها لقب بگیره.
اما یکی دو نکته رو باید همین الان بگم . اولیش اینه که ظاهر اون کمی با یاهو و جی میل فرق میکنه و نحوه کار کردن باهاش ممکنه در ابتدا کمی سخت باشه اما بعد از مدتی کاملا براتون عادی میشه. دومین نکته امکان دراگ و دراپ کردن میلهاس. یعنی شما میتونید میلهاتون رو بگیرید و با کشیدن اونها را در فولدر های مختلف قرار بدید. سومین نکته که شاید تنها نکته منفی اون باشه قرار داشتن بیش از اندازه ی تبلیغات و پیام های بازرگانیه که باز جای شکرش باقیه که اینها هم همگی مانند تبلیغات جی میل از نوع متنی هستند.
۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش
میچسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش… (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید
ولادت مهدی صاحب الزمان را به همه دختران و پسران بلا تبریک میگم
این روز بر شما خوش
مارو از یاد نبرید
نظر یادتان نرود ![]()
سلام دوباره خدمت بازدیدکنندگان
امروز خیلی خوشحالم چون چون دو تا گل به تیم قبلیم زدم
راستی نگفته بودم من فوتبالیستم و تو یه تیم دسته دومی باشگاهی تهران بازی میکنم
اسم تیم جدید من میلاده و اسم تیم قبلی من پاس غرب بود که به خاطر مشکلاتی که با مربی این تیم داشتم از این تیم بیرون اومدم
داشتم میگفتم که دو تا گل به تیم قبلیم زدم وبعد از گلهایی که زدم حسابی حرص مربی تیم قبلیم رو که خیلی باهاش بد بودم رو در آوردم
البته خوشحال هم هستم از این قضیه چون مربی قبلیم مانع پیشرفت من شده بودم
حالا میخوام نظر شما رو درباره کارم بدونم که آیا کار درستی کردم یا نه
با تشکر :طاها
درپي آزاد اعلام شدن ازدواج موقت از سوي وزير كشورموجي از اميد دربين جوانان پديدار شد وبا توجه به استقبال وسيع مردم همسر صيغه اي سهميه بندي شد و بزودي (صفا كارت) توزيع مي شود
عاقد خطاب به عروس:آیا وکیلم شما را با مهریه هزار لیتر بنزین و چهار عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم؟ . . . عروس رفته ماشینش رو گازسوز کنه
روابط عمومي ناجا اعلام کرد:از فردا دخترايي که مانتوي تنگ.شلوار کوتاه.موي بلند.روي سياه.ناخن دراز.واهو واهو واه
از هر كجاي ايران به هر كجا كه بخواي بري فقط ۱۰۰ ليتر بنزين داري
....
از كي تا حالا ؟
....
از وقتي احمدي نژاد اومده
چطور با پارازيت راديو مقابله کنيم ؟ 2)چطوري از کارت تلفن(کارت هاي معمولي که تو
کيوسک ها استفاده مي کنيم)براي مدت زمان طولاني استفاده کنيم؟ 1)اگر ميخواين راديو
رو قوي گوش کنيم (البته راديو هاي خارجي که تو ايران با مشکل پارازيت مواجه هستند)
يک راه بسيار ساده وجود دارد اونم اينکه از خط تلفن به آنتن راديو يک سيم وصل کنيم
. انجام اينکار تو بعضي از راديو ها خيلي راحت تره و به اين صورته اگر پشت راديوي
شما دو سيم جداگانه براي اتصال به آنتن دارد دو سيم به طور مستقيم از خط تلفن به
آنها وصل کنيد و اين موقع مي توانيد با کيفيت بيشتري به راديو گوش کنيد . اما اگر
راديوي شما دوسيم براي آنتن نداشت شما بايد از همان آنتن راديو يک سيم به يکي از
دورشته ي تلفن وصل کنيد (امتحان کنيد ببينيد کدام رشته از خط تلفن بهتر جواب ميدهد
.) اگر امکانش هست حتما از روش اولي که گفتم استفاده کنيد جون بهتر جواب مي دهد .
2)اگر بخواين از يک کارت تلفن ( همين ۲۰۰۰توماني هاکه تو کيوسک ها استفاده مي کنيم)
براي هميشه استفاده کنيم مي توانيم از روش زير استفاده کنيم: حتما ديدين وقتي به
آخراي اعتبار کارتتون مي رسين روي وسط قسمت هوشمندش کارت(که گوشه بالاي سمت راست
کارت وجود داره) يه لکه به شکل يه دايره ايجاد ميشه اگر شما با دقت و ظرافت دقيقا
روي همان لکه را سوراخ کنيد(دقيقا روي همان لکه که وسط قسمت هوشمند کارت قرار دارد)
حالا ديگر کارت شما داراي اعتبار مادام العمر شده است . فقط بايد کمي دقت کنيد . و
در ضمن احتمال اينکه کارت شما بعد از اينکه سوراخ شد کار نکند هم هست و دليلش هم
اين است که به طور دقيق سوراخ نشده است. پس هرگز از کارت نو براي اينکار استفاده
نکنيد. . نظر يادتون
نره هاااااااااااا

